ششمین شماره از دور جدید مجله سوره اندیشه منتشر شد.

ششمین شماره از مجله‌ی «سوره اندیشه»، در قالب شماره‌ی ۵۷-۵۶، ویژه‌ی بهمن و اسفند منتشر شد. این مجله که با گذشت شش شماره از دور جدید انتشار خود تلاش کرده است تا با ارائه‌ی یک منطق متفاوت، به مدلی جامع برای تحلیل مسائل جامعه دست یابد، از یک‌سو مسائل ظاهری و عینی جامعه را کوچک نمی‌شمارد و از سوی دیگر، از باطن جامعه نیز غفلت نکرده و مسائل ظاهری را زائیده‌ی تحولات باطنی و روحانیِ جامعه قلمداد می‌کند. حاصل این نوع نگاه بخش‌های مختلف مجله است که عبارتند از: سبک زندگی، نظام اجتماعی، نظریه‌ی اجتماعی، تفکر، هنر و ادب، و تاریخ. علاوه بر آن مجله‌ی خبری و ضمیمه‌ی معرفی و نقد کتاب (اسفار) نیز در ابتدا و انتهای مجله قرار گرفته‌اند.

ادامه مطلب »

آدرس محلهای عرضه نشریه سوره اندیشه

آدرس کیوسک های توزیع مجله سوره اندیشه: ردیف
خیابان ولی عصر – بالاتر از پارک وی خیابان شهید فیاضی(الهیه) تقاطع خیابان بیدار ادامه مطلب »

انتشار پنجمین شماره‌ مجله‌ «سوره‌ اندیشه»

پنجمین شماره‌ی دوره‌ی جدید ماهنامه‌ی «سوره‌ی اندیشه» (شماره‌ی۵۴ و ۵۵) ویژه‌ی آذر و دی منتشر شد. این مجله شامل سه بخش «مجله‌ی خبری»، «مجله‌ی تحلیلی» و ضمیمه‌ی «معرفی و نقد کتاب» می‌باشد.

مجله‌ی تحلیلی شامل شش بخش سبک زندگی، نظام اجتماعی، نظریه‌ی اجتماعی، تفکر، هنر و ادب، و تاریخ است.

مجله‌ی خبری، که علاوه بر تهیه‌ی خبر و گزارش از رویدادهای علمی و فرهنگی، به نقد و بررسی مسائل جامعه‌ی فکری کشور می‌پردازد، در بخش «نقد نهاد» وضعیت «شورای اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها» را بررسی کرده و در بخش «علوم انسانی» همانند شماره‌ی قبل اساتیدی را که با نگاه دینی و بومی به آموزش علوم انسانی مبادرت می‌کنند معرفی کرده است. همچنین در بخش «اقتراح» پرسش از رابطه‌ی دموکراسی و سرمایه‌داری را با اساتیدی چون دکتر محمد رجبی، دکتر عبدالحسین خسروپناه، دکتر منوچهر آشتیانی، دکتر محمدرضا باقرزاده، و دکتر علی‌اصغر هادوی‌نیا مطرح کرده است.

                                                آینه بشکست، ظلمت سر گرفت
                          تاملی در نسبت فلسفه تحلیلی و وضعیت فکری معاصر

ادامه مطلب »

فردایی در آزادی، فردایی در پارسـایی

تهرانیزاسیونیسم در آیندهی ایرانی

آینده چیست؟ در کجاست؟ و در کجا نیست؟ آینده چه اهمیتی برای ما دارد؟ اگر دارد آیا ما به آینده‌ی خود فکر می‌کنیم؟ تفکر درباره ی آینده در چه شرایطی موجه و پرثمر خواهد بود؟ آیا ما به آینده دسترسی داریم؟ چگونه؟

بعضی می‌گویند آینده در تحصیل است؛ بعضی می‌گویند در بازار است؛ بعضی دیگر آینده را در سیاست می‌بینند و بعضی هشدار می‌دهند که آینده اصلا در این‌ها نیست و این‌ها مخرب آینده هستند .

اما، ما خودخوانده، خود و دیگران را به تحصیل و بازار و سیاست دعوت می‌کنیم؛ درحالی‌که این‌ها ادعایی از آینده ندارند. این‌ها هیچ‌‌کدام ما را به آینده نمی‌خوانند. پس شاید آینده نزد بانک‌ها، شرکت‌های سرمایه‌گذاری و بیمه‌ها است؛ چون آن‌ها یکسره متذکر آینده‌ی ما هستند و از طریق تبلیغاتشان می‌گویند که اگر نگران آینده‌ی خود هستیم به سوی آن‌ها برویم. و پُر بی‌راه هم نیست که امروز هر جنبنده‌ و غیر جنبنده‌ای رو به سوی بیمه و بانک دارد!

بی‌تردید آینده پراهمیت‌ترین مسئله‌ی زندگی ماست و در عین حال کم‌اهمیت‌ترین. ما به آسانی از آینده حرف می‌زنیم و به ظاهر در تمام امورات زندگی‌مان معطوف به آینده تصمیم می‌گیریم و عمل می‌کنیم و تمام حرکات و سکناتمان رو به آینده دارد؛ اما نگاهی به وضع جامعه‌مان نشان از چیز دیگری دارد به گونه‌ای که انگار آینده‌ای در کار نیست؛

ادامه مطلب »

سوره‌ی چهارم آماده برای خواندن…

شماره‌ چهارم مجله سوره اندیشه در ۲۵۶ صفحه، همراه با ۴۸ صفحه ضمیمه کتاب «اسفار» برای ماه مهر و آبان منتشر شد. تیتر یک را با کمی توجه در بین تیترهای برگزیده‌ای که روی جلد نوشته شده‌ می‌توان تشخیص داد: «تجدد، توسعه و ویرانگری» که عنوان مطلبی است از دکتر کچویان که در آن با تاملی تاریخی بر توسعه، از نسبت آن با علوم اجتماعی و برنامه‌ریزی بحث شده است.

سرمقاله سوره با عنوان «فردایی در آزادی، فردایی در پارسایی» به قلم مهدی مظفری‌نیا با سئوال «آینده چیست؟» آغاز می‌شود. در قسمتی از این مطلب آمده است: «با انقلاب اسلامی همه‌ی ما چشم به راه روزگاری نو هستیم. و می‌دانستیم و می‌دانیم، این جز به سعی و همت ما نیست. اما بار سنگین اداره، ما را از طرح و تذکر آینده و جامعه‌ی مطلوب خود غافل کرد و اضطرار اداره، اکل میّت غرب را جایز شمرد. اکل میت قبح آن را شکست و عدم تذکر، ایمان ما را کاست. به تدریج اکل میّت، مباح شد و بحث از جامعه‌ی موعود انقلاب اسلامی به وقت دیگری موکول شد تا ما از منازعات سیاسی فارغ شویم و وضع موجود را آرام کنیم و نان شب را تأمین؛ غافل از اینکه مناسبات مدرنیته، فرصت فراغت و تامل ما را گرفته است. آن‌گاه بود که اقتباس از غرب ارزش شد و دم زدن از «فردایی دیگر» کالای قاچاق!»

در مجله خبری، بعد از اخبار ایران و غرب، گزارشی از فعالیت‌های صورت گرفته در حوزه‌ی علوم انسانی در چند ماه اخیر آمده است، که از میان آن‌ها «دیالوگ معلم و فیلسوف» یادداشتی از دکتر خسرو باقری در دومین همایش ملی فلسفه تعلیم و تربیت و «امکان هم‌سخنی با حکمای مسلمان» متن سخنان دکتر داوری اردکانی در کارگاه حکمت اسلامی و عالم معاصر، جلب توجه می‌کنند. «اولین دیالوگ شیعه با فلسفه سیاسی غرب» مطلب خواندنی دیگری است که به مناسبت سالروز صدور فرمان مشروطیت توسط حجت‌الاسلام دکتر رهدار نوشته شده است. به کسانی که دنبال کلاس‌های مفید در این ترم دانشگاهی هستند، توصیه می‌شود حتما مطلب «دریچه‌ای به آموزش علوم انسانی در ترم جدید» را بخوانند. بخش جدیدی نیز با عنوان ماموریت های سیاستی در این شماره اضافه شده است که به بررسی موضوعاتی نظیر نقشه جامع علمی کشور، مهندسی فرهنگی، تحول در علوم انسانی، در تحول در آموزش و پرورش می پردازد. «قصه‌ی شهریار ما» عنوان بخش شخصیت ایران مجله خبری است که در آن مطالبی از علیرضا سمیعی، مهدی نصیری، محمدرضا سرشار و حجت‌الاسلام دکتر رهدار آمده که به بررسی ابعاد مختلف زندگی شهریار زرشناس پرداخته است.

ادامه مطلب »

سکولاریسم؛ بازگشتی به عمق تاریخ مسیحیت

مشهور است: «سکولاریسم، جدایی دین از سیاست و خروج دین از عرصه عمومی و رفتن دین به حوزه خصوصی و تبدیل شدن آن به امری فردی است. با رفتن دین به حوزه خصوصی، دیگر بهانه‌ای برای نزاع‌ها و درگیری‌های خونین به خاطر تعصب مذهبی، نظیر جنگ‌های خونین ۳۰ ساله مذهبی در اروپا که منجر به عهدنامه‌ی وستفالیا شد، باقی نمی‌ماند. سکولاریزاسیون جریان تاریخی غیرقابل بازگشتی است که طی آن جوامع از سلطه کلیسا و عقاید تعصب‌آمیز و مابعدالطبیعی خارج می‌شود».

اما گاهی لازم است دوباره به مشهورات اندیشید و درباره‌ی آن‌ها سخن گفت و از نو تأملی کرد.

وقتی که گفته می‌شود که دین از سیاست جدا می‌شود، در معنای سیاست ابهامی وجود دارد.

 اگر سیاست را شیوه عملکرد دولت‌مردان و سیاست‌مداران و روابط قدرت میان گروه‌ها و احزاب سیاسی و حتی شیوه تصمیم‌گیری برای انتخاب راه حل‌ها بدانیم، و آنگاه این سیاست را سکولار بنامیم، سکولار و غیر سکولار بودن حکومت منوط به تغییراتی وگردشی میان اصحاب قدرت و سیاست‌مداران و اندک تصرفی در ساختارها و مناسبات خواهد بود. اما اگر سیاست را قواعد حاکم بر جامعه و جهت‌گیری کلان اجتماعی و ارزش‌ها و غایاتی که جامعه به سوی آن حرکت می‌کند و هدایت می‌شود، بدانیم؛ آنگاه سکولار بودن، نه ویژگی ساختارها و برخی افراد بلکه روح حاکم بر زمانه و خصیصه و بعدی از حیات اجتماعی است.

 آنچنان که سکولاریست‌ها هم ادعا می‌کنند، سکولاریسم به مثابه الگویی برای سامان‌بخش حیات اجتماعی مطرح است؛ سامان‌بخشی به حیات اجتماعی تنها زمانی معنادار می‌شود که بتوان در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و از هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی گرفته تا علم و نظریات علمی و ساختارها و مناسبات اجتماعی و شیوه زندگی روزمره، موضع و طرح داشت. نفوذ سکولاریسم در تمام عرصه‌ها بوده و می‌توان گفت سکولاریسم بنیاد عالم مدرن و روح آن است. نظری به تاریخ غربی، نشان می‌دهد که در جهان غربی مدرنیته ملازم و همراه با سکولاریسم بوده، همان‌طور که شروع مدرنیزاسیون در جهان غیرغربی همراه با سکولاریزاسیون بوده است.

دعوی مشهور این بوده است که سکولاریسم، دین را از عرصه عمومی به حوزه خصوصی می‌راند و دین را حذف و رد نمی‌کند، بلکه آن را به حوزه‌ای می‌فرستد که قداست آن حفظ شود. حوزه خصوصی یا همان چهاردیواری، جایی است که دولت و جامعه حق هیچ‌گونه دخالتی در آن ندارند. فارغ از اینکه رفتن دین به حوزه‌ای خاص امری مطلوب است یا خیر، یک ابهام جدی وجود دارد و آن این است که آیا حوزه‌های خصوصی و عمومی تمایز آشکارِ موردِ توافق همگانی را دارند؟ در حالی‌که در امریکا و انگلستان حوزه‌ی عمومی جایی است که در آن دخالت در فعالیت‌های اقتصادی و تجاری وجود ندارد، در اروپای برّی (قاره‌ای) حوزه عمومی شامل بسیاری از فعالیت‌های تجاری و بازرگانی است.

به لحاظ تاریخی این مفاهیم مورد مناقشه بوده و تطوراتی داشته‌اند؛ خصوصا از زمانی که حوزه سیاست‌گذاری عمومی گسترش یافت، بسیاری از حوزه‌هایی که پیش از این خصوصی تلقی می‌شدند، تحت نفوذ و تاثیر سیاست‌های دولت قرار گرفتند. این پیش‌فرض که حیات اجتماعی به دو بخش خصوصی و عمومی تقسیم می‌شود، کاملا قابل مناقشه است. در حالیکه این مفاهیم در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، معانی متفاوتی داشته‌اند. تنها در صورتی می‌توانند از این مشکل رها شوند که به یک «اصل» رجوع کنند؛ چنانکه جان استوارت میل، اصل «ضرر» را برای تفکیک این دو حوزه مطرح کرد، اما متأسفانه خود این اصل مورد تفاسیر گوناگون قرار گرفت.

تنها اصلی و مفهومی می‌تواند مثمر ثمر باشد که فراتاریخی باشد و چون هر انسانی در زمینه و زمانه‌ی خود می‌زید، این اصل نمی‌تواند مخلوق بشر باشد. اما فرض بشر سکولار (در واقع آرزوی او) این بوده است که مختار و معقول باشد و او برای مختار و معقول بودن باید از توسل به هر امر قدسی و استعلایی و وحیانی پرهیز نماید.

زمانی که در یک دو قطبی، سکولاریسم را در برابر دین قرار می‌دهند و مثلا می‌گویند که دین دیگر به عنوان الگوی سامان‌بخش حیات اجتماعی مطرح نیست و سکولاریسم جایگزین آن شده است، تعبیری از دین مراد شده است که سکولاریست‌ها به طور غیرمستقیم آن را تعریف و تحدید کرده‌اند؛ آن‌ها امور و حوزه‌هایی را که دین نباید در آن‌ها مداخله نماید، مشخص کرده‌اند. مسئله دیگر این است که تفکر سکولاریستی، ریشه در مسیحیت (و همخوانی با آن) دارد.

از همان زمانی که آگوستین، شهر خدا و شهر زمینی را به عنوان دو مفهوم مستقل تعریف کرد و شرط الهی بودن دولت را تبعیت از کلیسا دانست، می‌توان ریشه‌های مسیحی سکولاریسم را مشاهده کرد. بعدها با ظهور پروتستان‌ها و کالونیست‌ها و ترویج ایمان‌گرایی مسیحیِ بدون کشیش و مناسک و کلیسا، و ظهور دین اعتقادی در برابر دین مناسکی، زمینه مناسب‌تری برای پذیرش سکولاریسم برای مسیحیان پدید آمد. دینی که شریعت و مناسک نداشته باشد، توانایی حضور و اداره اجتماعی را از دست می‌دهد و شریعت و قوانین علمی و عقلانی به مثابه قانون و قاعده‌ی حاکم بر مناسبات و ساختارهای اجتماعی جایگزین آن می‌شوند.

در پایان جنگهای مذهبی، یکی از اهداف اصلی و توجیهاتی که برای حذف نهادهای دینی از قدرت مطرح شد، پایان جنگ و درگیری بر سر تعصبات مذهبی و فرقه‌ای بود. از این رو، پس از عهدنامه وستفالی، مبنای جدیدی برای سیاست و حکومت شکل گرفت.

پیش از این، مشروعیت دولت‌ها بر اساس تطابق ساختار و عملکرد با دین و مذهبِ مردمان آن سرزمین بود و با آن تایید و تثبیت می‌شد؛ واحد سرزمینی و قلمرو آن‌ها هم، در اروپای مسیحی، امت مسیحی بود. در دوران جدید که مشروعیت از آنِ دولت مقتدر پادشاهی و یا حکومت دموکراتیک بود، واحد سیاسی جدیدی تحت عنوان دولت-ملت شکل گرفت و در سیاست سکولار مفهوم «ملت» جایگزین مفهوم «امت» شد. نظریه بنیادین سکولاریست‌ها در سطح اجتماعی و برای جایگزین‌کردن باور دینی و مذهبی، نظریه اخلاقی کانت بود، که با ارائه اصول اخلاقی جهان‌شمول، مانع از نزاع‌‌ها بر اساس مبانی مذهبی فِرق گوناگون می‌شد.

ادامه مطلب »

از کجا باید آغاز کرد؟

  • سخن سرویس سبک زندگی

این‌که ما با چهارپا سفر کنیم یا با طیاره چندان مهم نیست. مهم این است که به کجا می‌رویم و با چه هدف و انگیزه‌ای سفر می‌کنیم و چه‌قدر قوانین نظام هستی را که در قالب شرع آمده است در طی‌طریق رعایت می‌کنیم.

مشهور است که شیوه‌ی زندگی به خودی خود اهمیتی ندارد؛ تحولات روزگار در هر دوره، شکلی از زندگی را ممکن و شکلی دیگر را ناممکن می‌سازد. دین برای همه‌ی دوره‌هاست پس نمی‌تواند شکلی برای زندگی ارائه کند. دین قوانین نظام هستی را بیان کرده است و انسان در هر شیوه‌ای از حیات می‌تواند این قوانین را رعایت کند یا نادیده بگیرد.

سوره اندیشه /Soore Andishe

پس اولا سبک زندگی به خودی خود مهم نیست. ثانیا دین سیاقی خاص برای زیستن تعیین نکرده است و ثالثا تغییرات زمانه اجازه‌ی زیستن با شکل‌های ثابت را نمی‌دهد.

اما و اولا این تغییرات زمانه از کجا می‌آید؟ و چه کسی آن را ایجاد می‌کند؟ و آیا نمی‌شود تغییرات زمانه را تغییر داد؟ ثانیا آیا معنای این‌که دین شکلی خاص برای زندگی ارائه نکرده است این است که هر شکلی مورد تایید دین است؟ و دین با همه‌ی صورت‌های زندگی قابل جمع است؟ و این اشکال همه به یک میزان با دین هماهنگی دارند؟ ثالثا اگر سبک زندگی به خودی خود مهم نیست و این رعایت قوانین هستی است که اهمیت دارد، آیا رعایت قوانین هستی در سبک‌های مختلف زندگی به یک میزان ممکن است؟ ادامه مطلب »

گزارش جهانی ۲۰۱۰ علوم اجتماعی

شرایط نابرابر، روندهای واگرا

ترجمه‌: مهدی مظفری‌نیا

ده سال پس از انتشار اولین گزارش جهانی علوم اجتماعی در سال ۱۹۹۹، یونسکو از شورای بین المللی علوم اجتماعی (issc) خواست که گزارش کامل و جدیدی از وضعیت علوم اجتماعی؛ چگونگی تولید، انتشار و استفاده از دانش علوم اجتماعی را تهیه کند. به طرز چشمگیری موقعیت و شرایط علوم اجتماعی – فرصت‌ها و محدودیت‌های مربوط به آموزش، پژوهش و کاربرد آن – در سراسر جهان متفاوت است. از این رو، مضمون عمده ی این گزارش توزیع دانش شد: چگونه رشته های علوم اجتماعی در مواجهه با شرایط نابرابر و روندهای واگرا کپی و رشد می‌یابند؟

سوره اندیشه /Soore Andishe

در تهیه گزارش جهانی علوم اجتماعی، issc صدها کمیته ی جهانی علوم اجتماعی متشکل از متخصصان حرفه‌ای علوم اجتماعی را بسیج کرد که بعنوان نویسنده، هیئت تحریریه، ویراستار و نمونه‌خوان کمک کردند. البته بیشترین کمک ها بعد از یک فراخوان بین المللی برای مقاله در تنوعی از شبکه‌های علوم اجتماعی و از اعضای issc انتخاب شد. تیم سرمقاله چند صد طرح پژوهشی دریافت کردند. نویسنده ها و همچنین پژوهشگران از همه ی مناطق جهان و از رشته های مختلفی که اهمیت دارند، انتخاب شده بودند. مابقی نویسنده ها هم از شرکت‌کنندگان در همایش علوم اجتماعی که بوسیله ی issc در برجن نروژ در ماه می ۲۰۰۹ گرد هم آمده بودند، به کار گرفته شدند.

ادامه مطلب »

خبر؛ حکایت کننده‌‌ی وضعیت گوینده‌ی آن یا…

  • سخن سرویس مجله خبری

هر خبر تصویری که توسط بیان‌کننده‌ی آن از نمایی خاص در گوشه‌ای از همین کره‌ی خاکی دیده شده است را توصیف می‌کند. این‌ها همه حکایت کننده‌‌ی وضعیت گوینده است و مهم‌تر آنکه بیان‌کننده‌ی وضع پیرامون در برگرفته‌ی مخاطب است. من و شما با او همراه می‌شویم و در دستگاه‌های مختصات‌ مختلف شناخت و دسته‌بندی موجودات جایی به خود اختصاص می‌دهیم. حتی کوچک‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین اخبار نیز این خاصیت را دارند و بیشتر به شناخت گوینده خبر و شنوندگان آن کمک می‌کنند تا مورد آن. باید پرسید چگونه از این مکان‌نماهای تاریخی می‌توان به شناخت خود و بشر دست یافت! و بشر در چه دورانی سیر می​کند.

سوره اندیشه /Soore Andishe

هر خبر به تنهایی توانایی حک تصویری که به صورت طولانی در اذهان مردم ماندگار می‌ماند را ندارد؛ بلکه نیازمند تصویری متقدم و بسیار بزرگتر ولی غیرشفاف است، تصویری از جهان دربرگرفته انسان و رابطه‌ی آن فرد، و هرآنچه چشم او می‌بیند، به صورت قطعاتی ریز اما شفاف در میان شیارهای مقدم بر خود جای می‌گیرد، یعنی بدون تجاوز به چارچوب و بدون نقض قانون چینش پازل. اینجاست که حتی اخبار کذب هم می‌تواند موجه جلوه کنند. این نقوش متقدم چگونه ایجاد شده‌اند؟ آیا این همان ایمان است؟ آیا انواع ایمان که خدایی بودن و کفرش معروف است را می‌توان به آن نسبت داد؟

ادامه مطلب »

شماره سوم سوره‌ی اندیشه را بخوانید

شماره سوم سوره اندیشه(شماره ۵۱،۵۰)، چند روز است روی باجه مطبوعات آمده و علاقمندان حوزه اندیشه با آن می توانند رخوت عصرگاهی رمضان را از سر بگذارنند.
این شماره از مجله «سوره اندیشه» با ۲۴۸ صفحه متشکل از هفت سرویس  مجله خبری، سبک زندگی، نظام اجتماعی، نظریه اجتماعی، تفکر، هنر و ادب و تاریخ در چهار (پنج) نگاه تأمل، غرب، ایران، اسلام (و آینده)، به ضمیمه دو مطبوعه دیگر منتشر شد.
«اسفار» که ضمیمه کتاب است و دیگری ضمیمهٔ ادبی-هنریِ «اقالیمِ قلم».

سوره‌ی اندیشه شماره سوم

 اقایم قلم شماره سوم

ادامه مطلب »